گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - د‌ر ستایش امیرزاد‌ه شیرد‌ل ارغون میرزا ابن شجاع ا‌لسلطنه گوید

 

به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمد

که‌وقت عشرت جانبخش و جشن جانفزا آمد

به سالاری سپهسالار دارای تهمتن تن

گو سهراب دل شهزاده ارغون میرزا آمد

ظفرمندی‌که هندی اژدهای اژدر اوبارش

به فرق بدکنش آتش‌فشان چون اژدها آمد

عدوبندی‌که خطی رمح او در پهنهٔ هیجا

دم آهنج اژدری بیجان و ماری جانگزا آمد

به ‌نزد خضر دانش مؤبدان این بس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی