گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۵

 

اگر چشم تو روزی بر مه افتد
مه از خورشید باشد، در ته افتد
وگر شکل زنخدانت ببیند
روانی آب حیوان در چه افتد
چو در خندیدن آید باغ رویت
گل اندر دیده مهر و مه افتد
کند پیوند عمر از صبح رویت
چو روز عمر گل را کوته افتد
نخواهم بعد ازین مه را ببینم
گذر گر بر منت بعد از مه افتد
به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی