گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷

 

خطی بر سوسن از عنبر کشیدیسر خورشید در چنبر کشیدی
همه خط‌های خوبان جهان رابه خط خود قلم بر سر کشیدی
کنار نسترن پر سبزه کردیپر طوطی سوی شکر کشیدی
مگر فهرست نیکوئی است آن خطکه بی‌پرگار و بی‌مسطر کشیدی
به گرد خرمن ماه از خط سبزز صد قوس و قزح خوش‌تر کشیدی
ز زلفت بس نبود این ترک‌تازیکه هندوی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳

 

نخستم دل بدام اندر کشیدی
پس انگاهم قلم بر سر کشیدی
بدست عشق رخت صبر من پاک
ز کوی عافیت بر در کشیدی
چو گفتم یک نظر در کار من کن
ز غمزۀ در رخم خنجر کشیدی
بقصد جان چون من ناتوانی
ز روم و هند و چین لشکر کشیدی
ز اشک اهل من بر چهرۀ زرد
معصفر بر کنار زر کشیدی
چو بد در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
سر خورشید در چنبر کشیدی
همه خطهای خوبان جهانرا
بخطّ خود قلم بر سر کشیدی
شکستی پشت سنبل را بدین خط
که از ناگه برویش برکشیدی
کنار نسترن پر سبزه کردی
پر طوطی سوی شکّر کشیدی
مگر فهرست نیکوییست آن خط
که بی پرگار و بی مسطر کشیدی؟
غبار مشک بر سوسن فشاندی
طراز لاله از عنبر کشیدی
مه اندر خط […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل