گنجور

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷

 

ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
بغیر روز سیاه از تو دل ندید آخر
فلک بر ابروی من خم نداد و غمزۀ تو
بیک اشاره کمان مرا کشید آخر
دلم ز شوق دهانش میان خون میگشت
بنقد بوسه لبش خون من خرید آخر
قدیکه سر بسر آن خم نکرد در همه عمر
بپای بوس سهی قامتی خمید آخر
خیال افعی زلفت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی