گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۷

 

چراغ خلوت جان روشنایی سخن است
بهار زنده دلان آشنایی سخن است
اگر سخن به دل از گوش پیشتر نرسد
یقین شناس که از نارسایی سخن است
ز نقطه تخم محبت فشانده در دلها
ز نوخطان که به مردم ربایی سخن است؟
چو غنچه سر به گریبان خود فرو بردن
گل سر سبد آشنایی سخن است
ز شاهدان معانی جدا شدن سخت است
دل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی