گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳

 

غلام روی توام، ای غلام، باده بیارکه فارغ آمدم از ننگ و نام، باده بیار
کرشمه‌های خوش تو شراب ناب من استدرآ به مجلس و پیش از طعام باده بیار
به غمزه‌ای چو مرا مست می‌توانی کردچه حاجت است صراحی و جام؟ باده بیار
به مستی از لب تو وام کرده‌ام بوسیگر آمدی به تقاضای وام، باده بیار
مگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی