گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۸

 

گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توام

به حیرتم‌ که چها می‌کند خیال توام

مزاج شوقم از آب وگل تسلی نیست

جنون سرشته غبار رم غزال توام

کلاه گوشهٔ پروازم آسمان سایی‌ست

ز بس چو آرزوی خود شکسته بال توام

بس است حلقهٔ ‌گوشم خم سجود نیاز

اگر به چرخ برآیم همان هلال توام

ز امتیاز فنا و بقا نمی‌دانم

جز اینکه ذرهٔ خورشید بی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی