گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۵

 

به ناز می رود آن شوخ و باز می نگرد
نیازمندی اهل نیاز می نگرد
به صد نیاز کشد ناز هر رقیب ولی
نیاز عاشق مسکین به ناز می نگرد
ز ترک چشم وی ای دل حذر که سوی کسان
نه بهر لطف پی ترکتاز می نگرد
ندیده سرو و گلی باغبان چو او هر چند
به باغ خویش نشیب و فراز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی