گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵

 

عرق‌فشانی آن گلعذار را دریابستاره‌ریزی صبح بهار را دریاب
درون خانه خزان و بهار یکرنگ استز خویش خیمه برون زن، بهار را دریاب
ز گاهوارهٔ تسلیم کن سفینهٔ خویشمیان بحر حضور کنار را دریاب
ز فیض صبح مشو غافل ای سیاه درونصفای این نفس بی غبار را دریاب
عقیق در دهن تشنه کار آب کندبه وعده‌ای جگر داغدار را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۰

 

عرق فشانی آن گلعذار را دریاب
ستاره ریزی صبح بهار را دریاب
غبار خط به زبان شکسته می گوید
که فیض صبح بناگوش یار را دریاب
عقیق در دهن تشنه کار آب کند
به وعده ای جگر داغدار را دریاب
سواد جوهر تیغ قضا به دست آور
دگر اشاره ابروی یار را دریاب
درون خانه خزان و بهار یکرنگ است
ز خویش خیمه برون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی