گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵

 

ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آ

چو بوی‌گل نفسی پای زن به‌رنگ برون آ

فشار یأس و امید از شرار جسته نشاید

به روی یکدگرافکن سر دو سنگ برون آ

قدح شکسته به زندان هوش چند نشینی

گلوی شیشه دودوری بگیرتنگ برون آ

سپند مجمر هستی.ندارد آن همه طاقت

نیاز حوصله کن یک تپش درنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی