گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۸

 

شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم

ز ناله‌ای ‌که ‌کنم ‌کوه را ز سنگ برآرم

چه دولتی‌ست‌ که در یاد آن بهار تبسم

نفس قدح به‌ کف و ناله‌ گل به چنگ برآرم

به نیم‌ گردش چشمی‌ که واکشم به خیالت

فرنگ را چو غبار از جهان رنگ برآرم

چه ممکن است‌که تمثال آفتاب نبندد

چو سایه آینه‌ای را که من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی