گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۴

 

خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
فروغ حسن ازل بینم و به سجده درافتم
کند جمال رخش جلوه ای ز عالم صورت
که از مشاهده آن به عالم دگر افتم
طریق عشق سپردم ازان مخاطره غافل
که از دیار سلامت به خطه خطر افتم
فتند اهل نظر چون به پایش از پس دیری
شوم چو اشک دوان تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی