گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۵

 

چو موج‌گوهر ازین بحر بی‌تعب نگذشتن

ز طبع ما نگذشت از سر ادب نگذشتن

اسیر سلسلهٔ اختراع و هم چه دارد

به ملک بی‌سببی از غم سبب نگذشتن

جنون معاشی حرص‌، آنگه انفعال تردد؟

قدم شمار عرق مردن و ز تب نگذشتن

به هیچ مرحله همت پی بهانه نگیرد

دلیل آبله پایی‌ست از طلب نگذشتن

مزارنام زنقش نگین چه شمع فروزد

تو آدمی شرفت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی