گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳

 

نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟چه جرم رفت؟ که مستوجب جفای تو بودم
نهان شدی ز من، ای آفتاب چهره، هماناچو ذره شیفته عمری نه در هوای تو بودم؟
غریب شهر توام، بر غریب خود گذری کنچنان شناس که: خاک در سرای تو بودم
به شهر خویش چو بیگانگان مرا ز در خودمدار دور، که دیرینه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی