گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «انروشن»

 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۵۸ - و له یمدحه ویهنّئه بالعود من السفر مع الخلعة

 

زهی بنور جمال تو چشم جان روشن

زماه چهرۀ تو عذر عاشقان روشن

خیال روی تو اندر ضمیر من بگذشت

مرا چو آینه شد مغز استخوان روشن

زسوز سینۀ من گر نه آگهی تا من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل