گنجور

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶

 

اگرچه پادشه عالمم گدای توام

تو از برای منی و من از برای توام

جهان که بنده از بندگان حضرت تست

از آن فدای من آمد که من فدای توام

جهان بذات و صفت دم بدم غذای من است

[...]

شمس مغربی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۵

 

منم که ساختهٔ دست ابتلای توام

منم که سوختهٔ آتش لقای توام

منم که توی بتویم سرشته از حمدت

منم که موی بمو تابتا ثنای توام

منم که بر قدم دوستان تست سرم

[...]

فیض کاشانی