گنجور

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲

 

دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی

همان دلم ز جفا می کشد به سوی فلانی

در آرزوی فلانی گذشت عمرم و شادم

چو عمر می گذرد هم در آروزی فلانی

به هر کجا که دو کس گفتگو کنند [من؟] آنجا

[...]

رفیق اصفهانی