گنجور

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۳۶۵

 

صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه دهبنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده
نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعیمرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده
تا گرم گردد هر زمان هنگامه‌ای در کوی توطفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده
با لاابالی مشربان خوش‌بر سر میدان درآدستار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۶۴

 

قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده
این عقل رسمی غرقه کن، می تا لب پیمانه ده
من توبه تنها بشکنم، اول سبو نه بر سرم
وانگه ندای زهد من پیش در میخانه ده
من عاشق و هر بی خبر از خان و مان یادم دهد
ای آه سوزان شعله ای بر دست این دیوانه ده
پیدا بسوز، ای دل، مرا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی