گنجور

عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتش خواره

 

زان بی وفای سنگدل جور وجفا می بایدم
از کس نمی خواهم وفا زان بی وفا می بایدم
من مرغ آتش خواره ام با دانه و دامم چه کار
آخر به جای دانه ها در گور جای می بایدم
دل های مردم باد خوش از شادی عیش و طرب
من خو به محنت کرده ام درد و بلا می بایدم
پیراهن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالقادر گیلانی