گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۸

 

بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنمگر زین شراب صرف من یک جرعه در جامت کنم
شب‌خیز کردی نام خود، تا صبح سازی شام خودهر شام سازم صبح تو، تا دردی آشامت کنم
در خلوت ار رایی زنی، تا پای برجایی زنیهم من ز نزدیکان تو جاسوس بر بامت کنم
در آب من چون شیر شو، تا آتشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی