گنجور

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸

 

ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو

دین و دل و ایمان من قربان یک فرمان تو

با دین و ایمان مرا، کاری نباشد دلبرا

این بس که باشم روز و شب دیوانه و حیران تو

گر دل به گلشن خوش کنم، ور دیده بر ماه افکنم

[...]

وفایی مهابادی