×
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱
میگفت لیلی روزی به مجنون
از حسن من شد عشق تو افزون
مجنون به زاری گفتا که یارب
حسن تو باشد زندازه بیرون
در پرده نازد بر حسن لیلی
[...]
۱۱ بیت
یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحهها » شمارهٔ ۴۶
دل کان آتش رخ رود جیحون
در دامن دشت بر طرف هامون
با چهر کاهی با اشک گلگون
افتاد بر خاک غلطید در خون
۲ بیت
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰
خونم بتی ریخت کش داده بی چون
مژگان خون ریز در ریزش خون
بی باده دیدی چشمان سرمست
بی می شنیدی لبهای میگون
در عهد زلفش یک جمع شیدا
[...]
۹ بیت
