گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۱

 

به هر خانه کان نازنین می نماید
به چشمم بهشت برین می نماید
به هر جا که او بر زمین می نهد پا
سر عالمی بر زمین می نماید
چه سود است از آنم که سیمینبر آمد
چو دل در برش آهنین می نماید
چو ابرو نماید مبینید سویش
که غارتگر عقل و دین می نماید
مزن طعن لیلی اگر بست برقع
که لایق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی