گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۵

 

ازین نرگس و گل غرورم مدهوزین عود و شکر بخورم مده
چو بیمار عشقم علاجم بکنچو غم‌خوار مهرم سرورم مده
بس این انتظارم به فردا و دیدگر وعدهٔ دیر و دورم مده
ز لطف تو گر در جهنم یمیستبنارم درانداز و نورم مده
اگر لایقم پرده‌ای بر فگنتمنا و تشویش حورم مده
ز غیر تو حاصل به جز رنج نیستجدایی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی