گنجور

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان را

 

چو مرگ آمد و کار رفتن ببود

نه دانش نماید نه پرهیز سود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان را

 

مکن بد که چو کردی و کار بود

پشیمانی از پس نداردت سود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۱ - پند دادن گرشاسب نریمان را

 

ز بی آبی آن را که ویران ببود

نشان مرد و ده ساز و کشت و درود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۲ - وفات گرشاسب و مویه بر او

 

بزرگان همه در سیاه و کبود

ز دو دیده ابر از دو رخ کرده رود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسب

 

به نزد نریمان چو یک هفته بود

یکی سوکنامه فرستاد زود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسب

 

ولیکن چو خرسند نبوم چه سود

که با مرگ چاره نخواهدت بود

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۴۳ - خبر یافتن فریدون از مرگ گرشاسب

 

ولیکن ز پس ما بمانیم زود

شوند این دو از پیش چون باد و دود

اسدی توسی
 
 
۱
۵
۶
۷
sunny dark_mode