گنجور

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۱۵ - فتح لیدی

 

یکی شهر برساخت کورش بدشت

که چشم فلک خیره زان شهر گشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۱۶ - فتح بابل

 

به تسخیر بابل چو مامور گشت

بفرمود لشکر رود سوی دشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۱ - فتح مصر

 

چنان جنگ سختی در آن پهن دشت

نمودند کز آن فلک خیره گشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۱ - فتح مصر

 

وزان نیروی مصریان سست گشت

همه رو نهادند نا گه ز دشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۳ - خود کشی کامبوجیه

 

چو کامبو ز یازار و نالان گذشت

ز گیتی پلیدی ورا بهره گشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۵ - سر کوبی شورش در مصر

 

یکی نامه با مهربانی نوشت

امیری فرستاد نیکو سرشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۸ - فتح تراکیه

 

ز بس مردو مرکب در آن پهن دشت

بخون تن خوبشتن غرقه گشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۲۹ - اردو کشی بمقدونیه و یونان

 

یکی نامه بهر سپهبد نوشت

بسی آفرین کرد کای خوش سرشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۴ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن بشکار

 

شما صبحگاهان بر اطراف دشت

که تا من بیایم نمائید گشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۴ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن بشکار

 

چو کامبوجیا بردیا را بکشت

پس آنگه خودش کرد بر جنگ پشت

افسرالملوک عاملی
 

افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۳۴ - تحصیل اجازه خشایار از پدرش برای رفتن بشکار

 

بزد بر جگر گاه و خود را بکشت

بدنیای بیهوده بنمود پشت

افسرالملوک عاملی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱ - ساقی‌نامه

 

بیا ساقی ای رشگ حور بهشت

که رشگ بهشتست گلزار و کشت

صغیر اصفهانی
 

میرزاده عشقی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴ - در صفحه غرب

 

چو نیکو مرا خامه ام این نوشت:

که بیگانه به، از خود بدسرشت!

میرزاده عشقی
 

میرزاده عشقی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۷ - گلهای پژمرده

 

خری از گلستان باغی گذشت

بسی گل به ره دیده، وقعی نهشت

میرزاده عشقی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۸۶ - شباویز

 

شکایت کنان، گه ز سر، گه ز پشت

چراغی که در دست خود داشت کشت

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۰ - شکنج روح

 

مرا بازگشت، اول کار مشت

همی گفت هر قطرهٔ خون، که کشت

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۰ - گل سرخ

 

در آن دم که پژمرد و بیمار گشت

یکی ابر خرد، از سرش میگذشت

پروین اعتصامی
 
 
۱
۷۶
۷۷
۷۸