گنجور

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱

 

به اندا نمودند وخشور را

بدید آن سراپا همه نور را

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۲

 

کفن حله شد کرم بهرامه را

کز ابریشم جان کند جامه را

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳

 

به کوه اندرون گفت: کمکان ما

بیا و بکن، بگسلد جان ما

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۴

 

توانی برو کار بستن فریب

که نادان همه راست ببند و ریب

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۵

 

گرفت آب کاشه ز سرمای سخت

چو زرین ورق گشت برگ درخت

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۶

 

ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت

که از هیبتش شیر نر آب تاخت

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۷

 

چو گشت آن پریروی بیمار غنج

ببرید دل زین سرای سپنج

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۸

 

سگالندهٔ چرخ مانند غوچ

تبر برده بر سر چو تاج خروچ

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۹

 

که بر آب و گل نقش ما یاد کرد

که ماهار در بینی باد کرد

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۰

 

به دشمن بر، از خشم آواز کرد

تو گفتی مگر تندر آغاز کرد

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۱

 

نفس را به عذرم چو انگیز کرد

چو آذر فزا آتشم تیز کرد

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۲

 

ز هر خاشه‌ای خویشتن پرورد

که جز خاش وی را چه اندر خورد؟

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۳

 

نشست وسخن را همی خاش زد

ز آب دهن کوه را شاش زد

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۴

 

ببادافره جاودان کردمند

به دوزخ بماند روانش نژند

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۵

 

یکی بزم خرم بیاراستند

می و رود و رامشگران خواستند

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۶

 

تن خنگ بید، ارچه باشد سپید

به تری و نرمی نباشد چو بید

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۷

 

کفیدش دل از غم، چون آن کفته نار

کفیده شود سنگ تیمار خوار

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۸

 

درخش، ارنخندد به وقت بهار

همانا نگرید چنین ابر زار

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۹

 

به دامم نیامد بسان تو گور

رهایی نیابی، بدین سان مشور

رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۲۰

 

رسیدند زی شهر چندان فراز

سپه خیمه زد در نشیب و فراز

رودکی
 
 
۱
۲
۳