گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴

 

از تنت گر قبا گشاده شود
گره از کار ما گشاده شود
صبح دولت دمد چو از رویت
سر زلف دو تا گشاده شود
در غمخانه ام ز بی یاری
از صبا بسته یا گشاده شود
چون تو مژگان به هم زنی بر دل
تیرهای بلاگشاده شود
ز ابروی توست هر خدنگ بلا
کز کمان قضا گشاده شود
هر شب از دست تو به سوی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی