گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳

 

دل به دنیا مده که آن هیچست
آن جهان جو که این جهان هیچست
هر کرا علم هست و مالش نیست
قدر او نزد جاهلان هیچست
چه کنی مفردات ای مولا
غیر مفرد در این میان هیچست
ای که گوئی نشان او جویم
بی نشانست و آن نشان هیچست
لطف معنی طلب تو از صورت
بی معانی همه بیان هیچست
در پی زن مرو که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی