گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۵

 

ای غمت شادکامی دل من
وز غمت پر تمامی دل من
شد به عشق تو در جهان بدنام
این بود نیکنامی دل من
صرف سودای زلف و خال تو شد
نقد عمر گرامی دل من
گرد رخ دور خط مشکینت
هست طوق غلامی دل من
زود بگذشت در رهت ز دو کون
بنگر تیزگامی دل من
می برد مهر خامی از میوه
برد مهر تو خامی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی