گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸

 

طرهٔ یار پریشان چه خوش استقامت دوست خرامان چه خوش است
خط خوش بر لب جانان چه نکوستسبزه و چشمهٔ حیوان چه خوش است
از می عشق دلی مست و خرابهمچو چشم خوش جانان چه خوش است
در خرابات خراب افتادهعاشق بی سر و سامان چه خوش است
آن دل شیفتهٔ ما بنگردر خم زلف پریشان چه خوش است
یوسف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی