گنجور

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵

 

تو و آن حسن دل آویز که تغییرش نیستمن و این عشق جنون خیز که تدبیرش نیست
تو و آن زلف سراسیمه که سامانش نهمن و این خواب پراکنده که تعبیرش نیست
دردی اندر دل ما هست که درمانش نهآهی اندر لب ما هست که تاثیرش نیست
زرهی نیست که در خط زره سازش نهگرهی نیست که در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی