گنجور

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان

 

بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان

بی تو بودن نتوان با تو نبودن نتوان

در جهان است دل ما که جهان در دل ماست

لب فروبند که این عقدهٔ گشودن نتوان

دل یاران ز نواهای پریشانم سوخت

من از آن نغمه تپیدم که سرودن نتوان

ای صبا از تنک افشانی شبنم چه شود

تب و تاب از جگر لاله ربودن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری