گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸

 

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیاغمت از خاک درت بیشترم سود، بیا
سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شدگر زیانست درین آمدن از سود، بیا
مایهٔ راحت و آسایش دل بودی توتا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا
ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتشوز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا
ریختم در طلبت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی