گنجور

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱

 

گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تستپس چرا هر سحر افتاده به جولان‌گه تست
هر کجا می‌گذری شعلهٔ آه دل ماستهر طرف می‌نگری جلوه روی مه تست
خاک درگاه تو سر منزل آسودگی استنیک‌بخت آن سر شوریده که بر درگه تست
دیده تا زلف و زنخدان تو را یوسف دلگاه در گوشهٔ زندان و گهی در چه تست
هیچم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی