گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۴۱

 

بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمنداندل ز هجر تو و وصل دگران در زندان
پر گره گشت درونم ز تحمل چون ماربر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان
صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مراغصه چندان که نخواهی و الم صد چندان
کام پر زهر و جگر پر نمک و دل پرخونمی‌نمودم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی