گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۲

 

گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشت

خوشتر از ریگ روان آبله محمل می‌داشت

دیده ‌گر رنگی از آن جلوه به رو میآورد

یک تحیر به صد آیینه مقابل می‌داشت

پاس آیین ادب‌ گر نشدی مانع اشک

تا به کویش همه جا پا به سر دل می‌داشت

سوخت پروانه‌ام از خجلت آن شمع‌ که دوش

می‌زد آتش به خود و خاطر محفل می‌داشت

ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی