گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷

 

سینه‌ای چاک نکردیم درین فصل بهارصبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار
گریه‌ای از سرمستی به تهیدستی خویشچون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار
ابر چون پنبهٔ افشرده شد از گریه و مامژه‌ای پاک نکردیم درین فصل بهار
جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلاندیده نمناک نکردیم درین فصل بهار
لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ماعرقی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی