گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۲

 

ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ
در شب تار بر آن زلف پریشان گستاخ
باشد اینها حرکات خنک و بادسری
که در آن روضه کنی گشت شهستان گستاخ
زلف کجدار که با روی نو پهلو نزند
هندوانرا نتوان کرد به ترکان گستاخ
گر برم نام لبت گریه کنان خرده مگیر
این که خودم ساخته بر لب خندان گستاخ
لوح رخسار تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی