گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵

 

باز تیر ستمت رخنه‌گر جان که شد؟
دست بیداد تو مخصوص گریبان که شد؟
گشته تاریک مرا خانه دل حیرانم
که چراغ دل من شمع شبستان که شد
سر ز من تافت سوی غیر، ببین کان سر زلف
رهزن دین که بود، آفت ایمان که شد
ما ز گلزار خزان یافته پژمرده‌تریم
تا گل نازه ما زیب گلستان که شد
باز از دیده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی