گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۱

 

بر دل از غمزه خدنگی زدی آن هم گذرد
چون گذشت از سپر سینه ز جان هم گذرد
من اگر سینه ز پولاد بسازم چو دلت
گر خدنگ نظر این است از آن هم گذرد
تو اگر بگذری از سرو بخوش رفتاری
اشک گلگون من از آب روان هم گذرد
گر دهنده اهل نظر پیش تو دشنام رقیب
ما نخواهیم که نامش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی