گنجور

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷

 

می روی وز پی تو پیر و جوان می نگرند
به تعجب همه در صورت جان می نگرند
هست رویت گل خندان و جهانی مشتاق
همچو بلبل به تو در نعره زنان می نگرند
غیرتم هست ولی منکر حق نتوان بود
به تفرج به گل و سرو روان می نگرند
گر یکی را از نظر منع کنم می گوید
که تو هم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی