گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل

 

امشب از دولت می دفع ملالی کردیماین هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجبکز گرفتاری ایام مجالی کردیم
تیر از غمزه ساقی سپر از جام شراببا کماندار فلک جنگ وجدالی کردیم
غم به روئین تنی جام می انداخت سپرغم مگو عربده با رستم زالی کردیم
باری از تلخی ایام به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار