گنجور

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۸

 

آن نه نقشی ست که در خاطر نقاش آید
فرخ آن چشم که بر طلعت زیباش آید
گر به چشم خوش او در نگرد مستوری
زهد بگذارد و در شیوه او باش آید
حسن بسیار بود لیک زمان ها باید
تا یکی از همه خوبان به جهان فاش آید
چیست برگ گل رعنا که به رویش ماند
سرو خود کیست که در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی