گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۲۲

 

بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسیدفکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید
عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگرکوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید
شهر دل زود بپرداز که از چار طرفلشگری تازه برون از حد و اندازه رسید
مژده محمل مه کوکبه‌ای می‌آرنداز درون رخش برون تاز که جمازه رسید
میوهٔ وصل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی