گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵

 

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرادارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا
کرده‌ام خوی به هجران چه کنم ناز اگرعشق طغیان کند و دارد از آن باز مرا
باطل سحر مگر ورد زبانم گرددکه نگهدارد از آن چشم فسون ساز مرا
چشم از آن غمزه اگر دوش نمی‌بستم زودکار می‌ساخت به یک عشوه ممتاز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی