گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴۹

 

دل چون آینه را تار نمی باید کرد
پشت بر دولت دیدار نمی باید کرد
عارفی را که پر و بال فلک جولان نیست
سیر در کوچه و بازار نمی باید کرد
می رود زود برون از ته پا کرسی دار
تکیه بر دولت بیدار نمی باید کرد
تا توان بود خمش، چون قلم از بی مغزی
سر خود در سر گفتار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵۰

 

روی آیینه دل تار نمی باید کرد
پشت بر دولت دیدار نمی باید کرد
از پریشان سخنی عمر قلم شد کوتاه
زندگی در سر گفتار نمی باید کرد
بالش نرم، کمینگاه گرانخوابیهاست
تکیه بر دولت بیدار نمی باید کرد
ای گل از آتش اگر خط امان می خواهی
خنده بر مرغ گرفتار نمی باید کرد
با متاعی که به سیم و زر قلب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی