گنجور

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
نشد آزاد ز غم هر که گرفتار نشد
یوسف مصر نشد آن که به بازار وجود
پیره زالی به کلافیش خریدار نشد
همره نوح نشد، همسر داود نگشت
هرکه خدمتگر آهنگر و نجار نشد
از رهش پای مکش دامنش از دست منه
فکر یکبار دگر کن اگر این بار نشد
صنما پرده ز رخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴

 

آن که در عشق سزاوار سر دار نشدهرگز از حالت منصور خبردار نشد
نقشی از پرده ایجاد پدیدار نشدکز تماشای رخت صورت دیوار نشد
آن که بوسید لب نوش تو شکر نچشیدوان که خسبید در آغوش تو بیدار نشد
طرب انگیز گلی در همه گل‌زار نرستکه به سودای غمت بر سر بازار نشد
مو به مو حال پراکنده دلان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی