گنجور

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۳

 

بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیست

بر دل من ز فراقت چه بلاهاست که نیست

چشم سرمست تو ترک است و خطایی باشد

با من خسته اش ای جان چه خطاهاست که نیست

چه وفاها که نکردم به غم عشق و ز تو

[...]

جهان ملک خاتون