×
جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۴
از صبا زلف تو ای دوست پریشان حالست
تا پریشانی آن حسن و رُخَت در خالست
روی بنمای که در هجر تو از خون جگر
دامن جان منِ دلشده مالامالست
ای صبا حال دل زار من خسته ببین
[...]
۷ بیت
